یک کنجکاو!

مختصر نوشت هایی از یک کنجکاو...

درود!

برای صرفه‌جویی در وقت ارزشمندتان و استفادۀ بهتر و بهینه‌تر از مطالب وبلاگ، لطفاً از بخش موضوعات برای دسترسی به موضوع مورد علاقه‌تان استفاده فرمایید.

دید اقتصادی: داستانی جذاب برای آموختن اقتصاد

دید اقتصادی

📚 مفاهیمی که از طریق داستان‌ها گفته می‌شوند، غالباً بیشتر در خاطر مانده و نهادینه می‌شوند. شاید شما هم مثل من همواره دوست داشتید بیشتر با مفاهیم اقتصادی آشنا شوید و کلیدواژه‌های آن را بهتر بشناسید؛ در این صورت مطالعه کتاب دید اقتصادی، داستانی جذاب برای آموختن اقتصاد نوشته پیتر دی شیف و اندرو جی شیف و ترجمه سهیند حمزه‌ئی را پیشنهاد می‌کنم، این کتاب با جلدی جذاب و چاپی عالی از انتشارات وزین آریانا قلم قابل تهیه کردن است.

📄 داستان از یک جزیره کوچک با سه نفر عضو جزیره شروع شده و کم کم اقتصاد و زندگی مدرن در آن شکل می‌گیرد. به خوبی برخی مفاهیم اقتصادی در داستان معرفی شده و در پایان هر بخش از کتاب چکیده‌ای وجود دارد که همان مفاهیم گفته شده در داستان را، در واقعیت هم بررسی می‌کند.

در کتاب به اصول مکتب اتریشی اقتصاد هم پرداخته شده و ضعف‌های از نگاه جریان‌های کینزین را در قالب داستان شرح می‌دهد.

داستان از تولید یک ایده شروع شده و با تسهیم ثرویت بین اعضای جزیره، با مفاهیم سرمایه‌گذاری، وام و عرضه و تقاضا و رشد اقتصاد ادامه پیدا می‌کند. در بخش بعدی کاربردهای مختلف اعتبار شرح داده شده و با وام‌های تجاری، مصرفی و ضروری آشنا می‌شویم. در فصل‌های بعدتر اقتصاد گسترش یافته، افراد بیشتری به جزیره می‌آیند و تمدنی جدید شکل می‌گیرد. کم کم بانک‌ها و صندوق‌های سرمایه‌گذاری ریسک‌پذیر قد علم می‌کنند و به مرور یک جمهوری و دولت ظهور پیدا می‌کند. با وارد شدن دولت و سیاست‌مداران به اقتصاد، رنگ و بوی عدم صداقت به اقتصاد افزوده می‌شود و کم کم این وارد شدن جزیره به سمت سقوط اقتصادش می‌باشد.


✏️ وقتی مطالعه کتاب را شروع کردم به قدری جذب روایت جذاب و ترجمه‌ی شیوا و گیرای آن شدم که در همان روز تمامش کردم! پیشنهاد می‌کنم حتماً قسمتی از بخش اول آن را که در سایت آریانا قلم گذاشته شده مطالعه بفرمایید و اگر مایل بودید آنرا تهیه کنید و استفاده کنید.

✏️✏️ توضیحات بسیار کامل و جامعی مترجم محترم و نویسنده‌ی کتاب در اول کتاب آورده‌اند که مطالعه آن قبل از خرید یا شروع کردن کتاب بسیار لازم و جذاب است به نظرم! این توضیحات از سایت آریانا و این صفحه قابل دسترسی است.

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • مصطفی سپهریان
    • چهارشنبه ۲۵ بهمن ۹۶

    ایلان ماسک

    «اگر چیزی به اندازه کافی مهم باشد، حتی اگر شانسی در موفقیت آن نداشته باشید، بهتر است آن‌ را انجام دهید.»
    - ایلان ماسک

    ره‌آورد مدیریت


    🗒 دیروز که از شرکت به خانه رفتم، احساس خستگی و ناامیدی بسیاری در کارهای بسیار بسیار زیاد و روی هم تلنبار شده داشتم؛ به قدری که کمترین انگیزه‌ای برای پیگیری کارها و شروع آن‌ها (مثل سابق) نداشتم. احساس می‌کردم به منبع انرژی و انگیزه‌ای نیاز دارم تا دوباره نیروی محرکه‌ای برای شروع کارها شود. لحظه‌ای چشمم به جلد نشریه وزین ره‌آورد مدیریت افتاد که دوستان این نشریه، شماره 6 آن‌را قبلاً در محفل کتاب پانوا به حاضرین هدیه داده بودند. عکس روی جلد ایلان ماسک بود و چکیده‌ای 30 صفحه‌ای از کتاب ایلان ماسک که اشلی ونس آن‌را نوشته بود در نشریه موجود بود.

    ره‌آورد مدیریت

    شرح کتاب از کودکی ایلان شروع شده و به کارهایی که در سنین نوجوانی و جوانی کرده است پرداخته، سپس دوران دانشگاه و فعالیت‌های پس از دانشگاه را شرح داده است. علاقۀ ایلان به یادگیری و کسب تجربۀ هرچه بیشتر و کارآموزی همزمان در دو شرکت در سیلیکون ولی نشان‌دهندۀ سرسختی او در توسعه مهارت‌های فردی خودش دارد.

    اولین فعالیت کسب‌و‌کاری جدی او و برادرش "زیپ2" طعم خوب سرمایه‌گذاری صحیح روی انرژی و وقت خودشان را به آن‌ها چشاند و بدین ترتیب در اولین فعالیت استارتاپی با فراز و نشیب‌های مختلف، به موفقیت نسبی خوبی رسیدند. قطعاً این موفقیت (که البته بی‌تأثیر از شرایط آن زمان هم نبوده) انگیزۀ بالایی را در زندگی کاری ایلان ایجاد کرده است. و بعد از آن موفقیت بسیار بالای ایکس‌دات‌کام و پی‌پال که او را به ثروتی بسیار بالا رساند.

    یکی از نکاتی که در کتاب ایلان ماسک برای من جالب بود، اهتمام او به همکاری با شرکت‌های مختلف دیگر و انعقاد شراکت با یکی از بزرگترین رقبایشان یعنی کانفینیتی که پیتر تیل و مکس لوچین بنیان گذاشته بودند است. نکته‌ای که متأسفانه کمتر در کسب‌و‌کارهای ایرانی دیدم علاقه کمتر به همکاری و شراکت با همدیگر است.

    مدیریت همزمان اسپیس‌ایکس و تسلا که زمان و انرژی (و البته سرمایه) زیادی از ایلان را به خود اختصاص داده بود، در نهایت در سال 2008 که یکی از بدترین و سخت‌ترین دوران کاری ایلان بوده است، منجر به بن بست رسیدن زندگی خصوصی او شد و از نظر مالی هم او را در مضیقه بسیاری گذاشت. اما نکته جالب حفظ تمرکز ایلان ماسک بر روی هدف اصلی‌اش و جستجوی راهکارهای برون رفت از آن دوران تاریک است.


    بطور کلی مطالعه چکیدۀ کتاب ایلان ماسک (از مجموعه ره‌آورد مدیریت) برای بنده بسیار جالب و لذت‌بخش بود. در نهایت ترجمه چکیده‌ای از مصاحبه‌ی Y Combinator با ایلان در سال 2016 هم در این نشریه آمده است که مطالعه آن خالی از لطف نیست.


    ✏️ پی‌نوشت 1: مجموعه نشریات ره‌آورد مدیریت، چکیده‌ای از ارزشمندترین کتاب‌های روز مدیریت را با زبانی شیوا و ترجمه‌ای روان در اختیار خواننده می‌گذارد و مشخصاً در انتخاب کتب هر شماره، دقت نظر کافی و عالی داشته‌اند. پیشنهاد می‌کنم حتماً نگاهی به فهرست هر شماره از این نشریه داشته باشید و اگر مایل بودید تهیه و استفاده کنید. برای خود بنده که بسیار جالب بود.

    آدرس سایت نشریه: http://rahavard.ir و آدرس کانال تلگرام نشریه: https://t.me/rahavardmodiriat



    ✏️ پی‌نوشت 2: متن کامل کتاب ترجمه شده توسط خانم مریم قمری دیجی‌مگ به رایگان قابل مطالعه می‌باشد.

    ✏️ پی‌نوشت 3: بعد از خواندن شرح حال ایلان، به شرایط خودم راضی شدم و کارها را با انگیزه زیاد شروع کردم!



  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • مصطفی سپهریان
    • سه شنبه ۲۴ بهمن ۹۶

    نقل تجربه‌ی شخصی من از آموزه‌های استارتاپ ناب (Lean Startup)

    ✅ نقل تجربه‌ی شخصی من از آموزه‌های استارتاپ ناب (Lean Startup)

    🖌 پیروی جلسه امروز (25 دی ماه) "محفل کتاب و تجربه پانوا" (@Panoa_co) که پیرامون تحلیل و بررسی کتاب Running Lean (ترجمه شده به نام "اجرای ناب" توسط @MrMotarjem) برگزار شد، تجربه‌ای شخصی از استفاده از آموزه‌های ناب (Lean) در یکی از کارهامون رو می‌خواستم با دوستان در میون بگذارم.

    استارتاپ ناب


    🖌🖌 اول ذکر این برداشت شخصی از آموزه‌های ناب (کتب Lean Startup و Running Lean) شاید خالی از لطف نباشه. به طور کل خیلی خیلی چکیده‌ی دلیل و چرایی استفاده از آموزه‌های ناب رو بخوام بگم، اینه که نیایم یه مدت زیادی صرف زمان، انرژی و هزینه بالایی کنیم و محصولی بسازیم که مشتریان/کاربران/مردم نخوان! بیایم و گام به گام و مرحله به مرحله "بسازیم، اندازه‌گیری کنیم، و یاد بگیریم!" تا زمانی که به همخوانی محصول و بازار (PMF) برسیم.

    🐤 تجربه من: استفاده از آموزه‌های ناب در محصول هوشمندسازی مرغداری (و IoT)
    از سال 91 که پروژه‌ای پیرامون اتوماسیون سالن پرورش قارچ انجام داده بودیم (مبتنی بر خطوط تلفن ثابت و برنامه‌ریزی قبلی توسط مشتری)، به دنبال ورود به صنعت و بازار اتوماسیون مرغداری‌ها بودیم.
    چشم‌اندازی که برای خودمون به عنوان راه‌حل (Solution) تدوین کرده بودیم (و خب صحبت‌هایی هم با افرادی که تا حدودی با مرغداری در تعامل بودن داشتیم) بسیار خفن (!)، پیشرفته، هوشمند و خودکار بود. به دنبال ساخت سیستمی یکپارچه بودیم که (تقریباً) تمامی کارهای صاحب سالن مرغداری رو انجام می‌داد و از بحث برنامه غذایی و شدت نور در طول دوران رشد جوجه‌ها و گرما و رطوبت مورد نیاز و ... رو خودکار انجام بده!
    بخاطر خیلی خفن در نظر گرفتن راه‌حل و محصولی که مورد نظرمون بود، هزینه‌های اولیه ورود به این صنعت بسیار بالا تخمین زده شد و بقدری در چشم‌انداز رویاگونه خودمون غرق شده بودیم که عملاً از ترس خراب کردن ایده قشنگمون و البته هزینه‌ها (مالی، انرژی و زمانی) شروعش نکردیم!
    ⚠️ و خدارو شکر که نکردیم! چون اگر تمام اون هزینه‌ها رو کرده بودیم و محصولی که در ذهن خودمون بود رو ساخته بودیم، با بی‌مهری مشتریان مواجه میشد و عملاً کسی این محصول رو نمیخواست!

    ♻️ اما چه کردیم؟
    در یکی از پروژه‌های هوشمندسازی (@IRIC_Smart_Home) با یکی از مشتریان آشنا شدیم که از قضا در صنعت مرغداری کار میکرد و چند سالن داشت.
    1️⃣(مصاحبه مسئله) اونجا طی صحبت‌ها و مصاحبه‌ای که با ایشون داشتیم و نقل تجربه خودشون و همکارانشون، تونستیم "مشکل" (Problem) مورد نظر مشتریان رو درک کنیم. {مشکلشون با چیزی که ما فکر میکردیم فرق داشت! و خواسته‌هاشون اصلاً ارزش‌های پیشنهادی که ما در ذهنمون داشتیم نبود!}
    2️⃣ (مصاحبه راه‌حل) روی مشکل فکر کردیم (طوفان فکری) و چند راه حل تکنیکال به نظرمون رسید، با مشتری (پذیرنده آغازین (Early Adaptor)) صحبت کردیم و راه‌حل‌های پیشنهادیمون رو مطرح کردیم و در نهایت به خواسته‌هایی مشخص رسیدیم! {واقعاً ساده‌تر (در ظاهر) و کاربردی‌تر از مواردی بود که قبل از مصاحبه در ذهن ما بود!}
    3️⃣ (ساخت MVP و مصاحبه آن) محصولی مقدماتی ولی پذیرفتنی که ارزش مورد نظر مشتری رو برسونه، ساختیم و بدون زیاد کار کردن روی زیبایی و خیلی از موارد تکنیکالی که همیشه خودمونو درگیرش میکردیم، ساختیم و گذاشتیم زیر کار! در نهایت نتیجه کار رو بررسی کردیم و با مشتری مجدداً صحبت کردیم. متوجه شدیم راه درست رو داریم پیش میریم، نیازهای مشتری رو بهتر از قبل فهمیدیم و کمی از تجربه کاربری مشتری بازخورد گرفتیم و به بهبود MVPمون پرداختیم!
    4️⃣ (افزایش ویژگی‌های محصول و اندازه‌گیری هم‌خوانی محصول و بازار (MVP)) امکانات بیشتری به سیستم اضافه کردیم و باز هم بازخورد گرفتیم!
    بعد مدتی کار کردن مشتری با سیستم (دو دوره جوجه کشی) باز هم مصاحبه‌های مختلف داشتیم تا سیستم رو بهبود ببخشیم.
    بعد از مطمئن شدن مشتری اولیه، ایشون از اعتبار خودش استفاده کرد و محصول ما رو به همکارانش معرفی کرد! (یکی از کانال‌های خوب رشد، تبلیغات دهان‌به‌دهان (WOM))

    📄 البته فرآیند بالا چیزی حدود 9 ماه به طول انجامیده (با دو دوره رشد جوجه‌ها) و خیلی خلاصه گفتم که حوصله خوندنش باشه!

    نکته مهمی که به ما خیلی کمک کرد! پیدا کردن یه پذیرنده اولیه و انجام مصاحبه با مشتری واقعی بود که کارمونو خیلی جلو انداخت!

    امیدوارم نقل این تجربه به درد دوستان و نگرش مثبتشون نسبت به آموزه‌های ناب بخوره!

    @yek_konjkav

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • مصطفی سپهریان
    • دوشنبه ۲۵ دی ۹۶

    مروری بر کتاب Growth Hacker Marketing، بازاریابی هکر رشد

    نسل جدید برندهای میلیارد دلاری بدون هزینه کردن حتی یک ده سنتی در "بازاریابی سنتی" بنا شده است.
    آن‌ها یک استراتژی جدید داشتند:
    هک رشد (Growth Hacking)
    و به خوبی هم کار کرد!

    بازاریابی هکر رشد

    آقای رایان هالیدی (Ryan Holiday) نگارنده کتب پرفروش Trust Me, I'm Lying، The Obstacle Is the Way، Ego Is the Enemy و برخی کتب دیگر پیرامون بازاریابی فرهنگ و شرایط انسانی است. کارش به 28 زبان ترجمه شده و در نشریات مختلف ازش یاد شده است. شرکتش در زمینه‌های بازاریابی و بخصوص تبلیغات و بازاریابی اثرات موزیسین‌ها و نویسندگان مختلف دنیا و تبدیل آن‌ها به پرفروش‌ترین‌ها فعالیت داشته است.

    او در کتاب بازاریابی هکر رشد: آینده روابط عمومی، بازاریابی و تبلیغات به معرفی آشنایی خودش با مقوله هک رشد پرداخته و سپس خواننده کتاب را با مدل ذهنی هکر رشد آشنا می‌کند. این کتاب خلاصه و مفید (با حجم کم، حدود 60 70 صفحه) نشان می‌دهد که چگونه بازی بازاریابی برای همیشه تغییر کرده است. مدل ذهنی هکر رشد را نمایش می‌دهد و مجموعه‌ای از قوانین جدید و اطلاعات ضروری را مهیا می‌کند.

    کتاب جدید رایان هالیدی، توسط برخی از بزرگان و افراد با سابقه هک رشد، کارآفرینان موفق سیلیکن ولی و نویسندگان کتب بازاریابی به عنوان کتابی مفید و لازم برای خواندن معرفی شده است.

    مدل ذهنی هکر رشد چیست و چگونه هکر رشد شویم؟

    هالیدی در کتابش چهار نکته را مورد بررسی قرار می‌دهد که یک هکر رشد باید حتما آن‌ها را رعایت کند:
    1- داشتن تناسب محصول/خدمت و بازار (PMF)
    این مهمترین و اولین نکته است که هک رشد با آن شروع می‌شود! یعنی اول شما باید محصولی داشته باشید که برای بازار مناسب باشد و مشتریان خواستار آن باشند. رایان معتقد است از مهمترین تفاوت بازاریابی هک رشد نسبت به بازاریابی سنتی همین نکته است! در بازاریابی سنتی غالباً بازاریابان به دنبال فروش محصولشان (بزور!) به دیگران هستند، شاید محصولاتی که خیلی تناسبی برای بازار ندارد!

    پس به عنوان اولین کار باید شما محصولی مناسب با خواسته‌ها و نیازهای بازار خلق کنید و تنها راه رسیدن به این محصول کار کردن روی محصول و تست کردن مداوم آن است (در همین زمینه شما را به مطالعه کتاب فاخر Lean Startup اثر Eric Reis دعوت می‌کنم). مثال‌هایی از بازار نگارش و نشر کتاب و همچنین Airb&b هم در این فصل دیده می‌شود.

    2- هک رشدتان را بیابید!

    هک رشد از یک روش تست-و-یادگیری برای یافتن محصولی که ارزش بازاریابی داشته باشد استفاده می‌کند. اما وقتی محصولی را با PMF خوب هم پیدا کردید باید بازارش را پیدا کنید. در این مرحله باز هم به روش تست-و-یادگیری نیاز دارید، اما این برای شیوه‌ی بازاریابی مورد نظر!
    باید شیوه‌های مختلف بازاریابی، تبلیغات و روابط عمومی را اجرا کنید، نتیجه‌اش را بررسی کنید و در صورتی که روش مناسبی برای شما نیست به سراغ روش دیگری بروید تا در نهایت بهترین روش رشد بازارتان را پیدا کنید (در این مورد هم مطالعه کتاب Traction اثر Gabriel Weinberg و Justin Mares را پیشنهاد می‌کنم تا با مدل چشم گاو (هدف) معروف آن‌ها در مورد جذب بیشتر، آشنا شوید). مثال این فصل هم روش Uber در جذب کاربران بیشتر توسط روابط عمومی خلاقانه است.

    3- ویروسی (وایرال) شوید!

    وایرال شدن آرزوی هر بازاریاب است، با این وجود علم ساده‌ای برای وایرال شدن محصولات وجود دارد. مشتریان خوشحال صحبت می‌کنند و در صحبت‌هایشان شما را به دیگران معرفی می‌کنند. اگر به دنبال وایرال شدن محصولتان هستید پس محصولی را ایجاد کنید که انتظارات مشتریان را برآورده سازد و تا آن‌ها مشتاقانه در مورد شما با دیگران صحبت (تبلیغات دهان به دهان) کنند.

    صبر کنید! اینجا هم هکی برای ویرال شدن وجود دارد. بازاریابان با استفاده از افراد تأثیرگذار در هر بازار (Infeluencers) می‌توانند این وضعیت را تسریع ببخشند. یا حتی از برنامه‌های بازاریابی ارجاعی (Preferal Marketing) برای معرفی شدن توسط دیگران استفاده کنند. مثال این فصل هم DropBox و برنامه بازاریابی ارجاعی قشنگش است، و البته نمونه‌ی ایرانی آن را در برنامه‌های تبلیغاتی اسنپ و تپ‌سی دیده‌ایم (اگر می‌خواهید در مورد موضوع این فصل تخصصی‌تر مطالعه کنید، کتاب Contagious (مسری) اثر Jonah Berger و کتاب Purple Cow (گاو بنفش) اثر Seth Godin را به شما پیشنهاد می‌کنم).

    4- حفظ و بهینه‌سازی

    هک رشد یک تلاش برای تنها یک بار نیست! برای رشد یک برند، شما تنها به مشتریان جدید نیاز ندارید، بلکه باید مشتریان قدیمی را هم حفظ کنید تا علاوه بر برگشت خودشان، دوستانشان را هم بیاورند. پس از منظر یک هکر رشد، حفظ مشتری (Customer Retention) می‌تواند بهترین استراتژی نگهداری مشتریتان (Customer Acquisition Strategy) باشد. به این دلیل است که 5% رشد در نگهداری (retention) عموماً می‌تواند 30% رشد در بازدهی را به همراه آورد.

    به همین دلیل است که برندهای با رشد بالا مثل Uber بر نوآوری ثابتی که تجربه‌ی مشتریان و ROI شرکت را بهینه کند تمرکز می‌کنند.


    در کل مطالعه این کتاب که حجم بالایی هم ندارد، آشنایی اولیه خوبی با مقوله هک رشد ایجاد می‌کند و خواندن آن را به تمامی دوستان عزیز فعال در حوزه‌های بازاریابی و کارآفرینی پیشنهاد می‌کنم.

    لازم به ذکر است که این کتاب توسط آقای محمد حسین علمدار ترجمه شده و انتشارات نشر نوین مسئولیت چاپ و توزیع آن را به عهده گرفته است. (لینک کتاب در سایت نشر نوین)


    همچنین اگر به مبحث هک رشد علاقه پیدا کردید، پیشنهاد می‌کنم حتما مجموعه فایل‌های صوتی رادیو رشدینو را که امیرحسین ثقه‌الاسلامی و سهراب مستقیم عزیز و مهمانان محترمشان در شنوتو انتشار میدهند را بشنوید و لذت ببرید و صد البته کامنت بگذارید. :)

  • ۱ پسندیدم
  • ۲ نظر
    • مصطفی سپهریان
    • جمعه ۲۴ آذر ۹۶

    مروری بر کتاب انگیزش، Payoff اثر دن اریلی

    «انگیزش؛ منطقی پنهان که به انگیزه‌های ما شکل می‌دهد.»

    تیتر فوق، نام یکی از جدیدترین کتب دن اریلی (Dan Ariely) (Payoff) می‌باشد که در سال 2016 منتشر شده و جز کتب پرطرفدار و پرفروش محسوب شد و توسط انتشارات نشر نوین در دسترس می‌باشد. دن، استاد روان‌شناسی و اقتصاد رفتاری دانشگاه دوک می‌باشد. او مدیر و بنیان‌گذار مرکز ادراک پیشرفته، هم‌سازنده فیلم مستند صداقت: حقیقتی در مورد عدم صداقت، و نویسندۀ سه کتاب پرفروش نیویورک تایمز است. از جمله بهترین کتاب‌های او می‌توان به «نابخردی‌های پیش‌بینی‌پذیر»، «جنبه‌های مثبت نابخردی»، «حقیقت صادقانه دربارۀ عدم صداقت» و «بدون توجیه برای شما» اشاره کرد.

    شرح شغل رسمی ما هرچه که باشد، همه به صورت پاره‌وقت در حال انگیزه دادن هستیم. انگیزش از بخش‌های اصلی زندگی ماست، اما واقعاً چقدر نسبت به آن آگاهی داریم؟ واقعاً چقدر از چگونگی عملکرد و نقش آن در زندگیمان می‌فهمیم؟ فرض بر این است که انگیزش از پاداش خارجی مثبت مشتق می‌شود. این را انجام بده و آن را بگیر!

    اما به راستی داستان انگیزش بسیار پیچیده‌تر، بغرنج‌تر و سحرآمیزتر از چیزی است که ما فرض می‌کنیم! اگر انگیزش را به دشتی سرشار از درختان در هم تنیده، رودخانه‌های کشف نشده، حشرات تهدیدآمیز، زمین‌های کشاورزی و پرندگان رنگارنگ تصور کنیم؛ این دش اجزاء بسیاری دارد که ما فکر می‌کنیم اهمیت دارند، اما اینطور نیست! و حتی پیچیده‌تر، سرشار از جزئیات غیرمتعارفی است که ما کاملاً نادیده می‌گیریم و فکر می‌کنیم هیچ اهیمیت ندارند، ولی بسیار مهمند!


    دن اریلی در این کتاب در چهار فصل با ارائۀ توضیحاتی از آزمایش‌هایی که در حوزه اقتصاد رفتاری و رفتار انسانی انجام داده و نتایج گرفته شده از آن‌ها به معمای پیچیدۀ انگیزش پرداخته است.

    او در مقدمه به نقل خاطره‌ای از برخوردش با دو کودک در بخش سوختگی بیمارستان می‌پردازد و در این حین پیچیدگی انگیزش و انگیزه‌دهی به دیگران نشان می‌دهد. از آن‌جایی که دن در دوران جوانی خودش حدود سه سال در بخش سوختگی بیمارستان بستری بوده است، مادر کودکان از وی خواسته بود که برای دادنش مشورت و انگیزه به آن‌ها کمکشان کند. دن با ورودش به بیمارستان یاد خاطرات دردناک (به معنای واقعی کلمه) حضورش به عنوان بیمار می‌افتد و حالش بسیار خراب و دگرگون می‌شود، اما انگیزۀ کمک کردن به آن دو کودک (که در نهایت یکی از آن‌ها هم می‌میرد) به او قدرت تحمل تمام این سختی‌ها و خاطرات بد را می‌دهد و این برای او هم جالب و هم معماگونه است. او معتقد است که ما با معنا و ارتباط انگیزه پیدا می‌کنیم، چون اثرات آن‌ها فراسوی خودمان، فراسوی دایرۀ اجتماعیمان و حتی شاید فراتر از وجودمان توسعه یابد؛ کارهایی که معنا و اثرات مثبت دارند، هرچند سخت و طاقت فرسا باشند.

    کار معنادار و کار آسان

    در فصل اول، با ارائه داستانی از مهندسان یک شرکت نرم‌افزاری بزرگ و شرح آزمایش‌های خودش و نتایجشان، به چگونگی نابود کردن انگیزه دیگران می‌پردازد و تشریح می‌کند که چرا بی انگیزه کردن دیگران به طور حیرت‌انگیزی آسان است؟ و در این بین از مثال کار کردن به عنوان یک زندانی که کار بی‌ثمر (کار سیزیفیک) باعث کشتن انگیزه‌اش می‌شود استفاده می‌کند. او در آزمایش‌های مختلف نشان می‌دهد که اگر از کار افراد قدردانی نشود (حتی در حد کلامی) و به اصلاح کارشان نادیده گرفته شود، به مرور باعث کاهش بهره‌وری و انگیزۀ آن‌ها می‌شود. (در صورتی که مایل هستید، شرح بیشتری از فصل اول را مطالعه فرمایید، این پست را حتما ببینید.)

    [برداشت خود من از این فصل، نحوۀ برخورد و تصدیق همکارانم و افرادی است که با آن‌ها سر و کار دارم. پس از مطالعه این فصل، سعی کردم به کارهای آن‌ها بیشتر بها و بازخورد بدهم تا آن‌ها احساس معنای بیشتری در کارشان داشته باشند. - در همین زمینه پیشنهاد می‌کنم انواع مدل رنگی مردیت بلبین از تقسیم کارها در تیم را در متمم مطالعه بفرمایید]

    کار معنا دار

    کار معنادار (فصل اول)


    کار بی معنی

    کار بی معنی (فصل اول)

    فصل دوم با خاطرۀ دن از ساخت یک دراور (گنجه کشودار) از سری محصولات ایکه‌آ (IKEA) شروع می‌شود و نقل می‌کند چطور سختی که در راه مونتاژ کردن آن دراور کشیده است، در لذت بعدی که از دیدن آن می‌بیند تأثیر می‌گذارد. پس از آن داستانی تاریخی از مخلوط کیک (پودر آماده کیک) شرکت پی.داف و پسران را شرح داده و نشان می‌دهد که چطور بانوان خانه‌دار چون در حین پختن کیک زحمتی حس نمی‌کنند، آن را از خودشان ندانسته و فروش پودر کاهش پیدا کرد. در نهایت در این فصل به یکی از موارد مهم در اقتصاد رفتاری پرداخته و نشان می‌دهد که کمی عرق ریختن، کمی هزینه کردن و کمی وقت گذاشتن در چیزی یا کاری، باعث می‌شود ارزش آن را بیشتر از چیزی که هست احساس کنیم. حتی این مورد در ایده‌ها و تفکرات ما، و نه فقط مورادی که برای آن زحمت یدی کشیده‌ایم، پا برجاست و نشان‌دهندۀ پیوستگی عمیق ما به ایده‌ها و ساخته‌های خودمان می‌باشد.

    [برداشت خود من از این فصل: در این فصل به قدرت شخصی‌سازی/سفارشی‌سازی پروژه‌ها و محصولات و تأثیر آن بر ارزش‌گذاری از سمت مشتری و مصرف‌کننده پرداخته است. من هم سعی می‌کنم از این قابلیت برای فروش بهتر محصولاتم و رضایت پس از آن برای مشتریانم استفاده کنم؛ مشتریانم می‌توانند یک سری تغییراتی به دلخواه در ظاهر محصول شرکت (خانه هوشمند و اینترنت اشیاء) داشته باشد تا خودش را در طرح پایانی صاحب سهم و کار مفید بداند!]

    لذت ساختن چیزی

    لذت ساختن چیزی (فصل دوم)


    فصل سوم، از آن دسته مواردی است که نتایج آزمایش‌ها برای ما خیلی قابل درک و ملموس نیست! چیزی از جنس انگیزه‌های درونی که در کتاب انگیزه، راهکاری نو برای خلق دنیایی نو هم به آن اشاره شده بود. این که شاید برعکس چیزی که فکر می‌کنیم، پول کمتر از آن‌چه به آن بها می‌دهیم اهمیت دارد! شروع این فصل روایتی است از فیلم زیبای Glengarry Glen Ross و رهنمود ABC (Always be closing) آن و بازتابی از این باور قوی، پایدار و اشتباه  که انگیزش بیرونی، مثل تهدید، عناصر تعیین کنندۀ دستورالعمل الهام‌بخش سخت کار کردن است.

    آزمایش دن و همکارش در شرکت اینتل و نتایج گرفته شده از آن که دریافت پاداش یا انعام نقدی پس از انجام کار خوب، کم کم تبدیل به عادت و احساس طلب‌کاری (!) در کارکنان می‌شود و برعکس چیزی که تصور می‌کنیم، یک تشکر و دست مریزاد خشک و خالی، نتیجۀ بسیار بهتری در انگیزه‌دهی کارکنان دارد. این همان چیزی است که در داستان روزشکرگذاری در خانه مادر هم در کتاب نابخردی‌های پیش‌بینی‌پذیر به آن اشاره کرده بود، عدم تغییر هنجارهای اجتماعی به هنجارهای بازار و بلعکس!

    شاید بحث برانگیزترین تیتر کتاب را بتوان در همین فصل دید، بیایید وکلا را بکشیم! دن، با نقل داستانی از موفقیت‌های یک خانم بازرگان در کارش و افول کار و کسبش پس از استخدام وکیل برای سامان‌دهی قراردادها، نشان می‌دهد چطور احساس اعتماد و روابط متقابل که پیش از این بین خانم بازرگان و مشتریان و تهیه‌کنندگان مواد و منابع اولیه بوده باعث همکاری با کیفیت بالای آن‌ها می‌شده، با ورود وکلا به این روابط و نوشتن قراردادهای با نکات زیاد، از بین رفته باعث کاهش کیفیت همکاری و محصولات شده است.

    [برداشت من از این فصل: هنجارهای اجتماعی و هنجارهای بازار را به خوبی حفظ کنم و آن‌ها را با هم قاطی نکنم. سعی کنم اعتماد را در روابطم نگه دارم و در ارتباط و رفتارم با افراد مختلف، انگیزه‌های درونی را بیشتر مد نظر قرار دهم تا قواعد بیرونی.]

    روز پس از تعریف و تمجید

    روز پس از تعریف و تمجید (فصل سوم)


    روز پس از پاداش نقدی

    روز پس از پاداش نقدی (فصل سوم)


    در فصل چهارم، به میل دیوانه‌وار ما برای جاودانگی نمادین، و اینکه چقدر دوست داریم همه پیروز شویم پرداخته شده است. از وصیت‌های عجیب و غریب، کارهایی عجیبی که پس از مرگشان افراد خواسته‌اند برایشان انجام شود (مثل دفن کردن با تلفن همراه روشن! یا دفن کردن در ماشین گرانقیمت و ...) گرفته تا رکورد زدن توسط ورزشکاران و باقی گذاشتن اثر هنری توسط هنرمندان، همه نشان از انگیزش‌های پس از مرگ و میلمان به جاودانگی است.

    وصایای عجیب

    جاودانگی نمادین و نیاز به معنا (فصل چهارم)

    و در نهایت، قسمتی از متن کتاب «راهنمای مسافران کهکشان» اثر داگلاس آدامز (که فیلمی هم برگرفته از آن ساخته شده) آورده شده، قسمتی که ابر رایانه Deep Think پس از 7.5 میلیون سال تفکر، بحث و مجاده و پردازش به «آخرین و بزرگترین سوال زندگی، جهان و همه چیز»، پاسخ می‌دهد: «42»! و آن‌جاست که فاج و لونکوال متوجه شدند که باید تازه به سراغ خود «سوال نهایی» بروند.


    ما به قطع یقین از فهمیدن تمام پیچیدگی‌های انگیزشی به دوریم، اما سفر برای درک و فهمیدن صدها نکته دقیق، ظریف، عجیب و غریب و حیرت‌انگیز پیرامون انگیزش جالب توجه، هیجان‌انگیز، مهم و کاربردی خواهد بود. و اگر این سفر را به درستی انجام دهیم رازهای بهره‌وری بیشتر، عشق و معنا را آشکار خوهد کرد.

    کتاب Payoff دن اریلی

    مطالعه این کتاب را به تمام عزیزانی که به اقتصاد رفتاری، گیمیفیکیشن، منابع انسانی و به طور کل تمامی کسانی که بدنبال انگیزه‌دهی به خودشان و دیگران هستند، پیشنهاد می‌کنم.



  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • مصطفی سپهریان
    • دوشنبه ۲۲ آبان ۹۶

    معرفی کتاب پنج دشمن کار تیمی

    #معرفی_کتابپنج دشمن کار تیمی


    پنج دشمن کار تیمی


    مطلب زیر یکی از پست‌های اینستاگرامی بنده بوده و لحن و نوشتار مناسب با دیگر پست‌های آن می‌باشد.

    دو شب پیش خوندن این #کتاب رو آخر شب شروع کردم که بعد یه ربع بیست دقیقه مطالعه بخوابم، اما اینقدر جذب #داستان_سرایی زیبا و قوی و البته هستهٔ قوی داستان شدم که به کلی زمان رو فراموش کردم و تقریبا کتاب رو تموم کردم!
    شروع کتاب با یک داستان خیالی (البته برگرفته از تجارب مختلف نگارنده در طی دوران کاری) از شرکتی فناور در سیلیکون ولی، مدیری جدید رو به شرکت و خواننده معرفی می‌کنه که معتقده مشکل عدم فروش و کم بودن مشتریان شرکت (در عین نقدینگی زیاد و کادر فنی و فروش مجرب) به دلیل عدم وجود روحیه تیمی در بین ستاد (مدیران مجموعه) است.
    در طی داستان به ۵ دشمن و مانع اساسی کار تیمی پرداخته می‌شه و در نهایت در ۵۰ صفحه پایانی کتاب بر اساس مدل معرفی شده به پیشنهاد راهکارهای مختلف می‌پردازه.

    کتاب در سال ۲۰۰۲ نوشته شده و قسمت جالبش اینجاست که نکات مختلفی که بهش اشاره شده در کتب جدیدتر و پر سر و صدای سال‌های اخیر هم اومده، مثل:
    - سختی کارهای سخت (بن هاروویتز)
    - از ۰ تا ۱ (پیتر تیل)
    - ۱۷ اصل کار تیمی (جان سی ماکسول)

    مطالعه این کتاب رو به تموم دوستان پیشنهاد می‌کنم.

  • ۰ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • مصطفی سپهریان
    • جمعه ۱۹ آبان ۹۶

    گیمیفیکیشن و مسواک زدن (نمونه)

    استفادۀ مسواک‌های هوشمند از داستان‌سرایی برای واداشتن کودکان به مسواک زدن


    Smart Mirror

    طبق گفتۀ اورال‌بی (Oral B) مسواک‌های هوشمند در آینده می‌توانند با آینه‌های هوشمند در جهت تشویق مسواک زدن بهتر استفاده شوند.

    این شرکت فناوری‌های دندان‌پزشک در کنگرۀ جهانی موبایل پس از نشان دادن فناوری‌هایش عنوان کرد در حال حاضر اجازه دسترسی توسعه‌دهندگان شخص ثالث به نرم‌افزارش را باز می‌گذارد تا بتوانند برنامه‌های مختلف برای آن توسعه دهند.

    این شرکت بیان کرده توسعه‌دهندگان می‌توانند از اطلاعات ابری او برای دریافت و ذخیره‌سازی اطلاعات ناشناس مسواک زدن استفاده کنند یا اپلیکیشن‌های خودشان را برای استفاده با مسواک‌های هوشمند توسعه دهند. کاربران هم می‌توانند آزادانه اجازه استفاده یا عدم استفادۀ شرکت‌های شخص ثالث از اطلاعات مسواک زدن آن‌ها را بدهند یا خیر.

    یکی از مثال‌هایی که شرکت اورال‌بی برای استفاده از پتانسیل این فناوری می‌زند آینۀ هوشمند است. آینه‌ای با صفحۀ بزرگی نمایشگر در پشت آن که کودکان رو با نمایش داستانی روی آن به درست مسواک زدن تشویق می‌کند.

    با مسواک زدن صحیح روند داستان با یک قلعه و رنگین‌کمانی که روی آینه ظاهر می‌شود پیشرفت می‌کند، و در صورت اشتباه مسواک زدن هیولاهای کارتونی روی تصویر نمایش داده می‌شوند. اگر کودکی به خوبی و درستی مسواک بزند یک داستان تعاملی به او پاداش داده می‌شود که می‌تواند بعد از آن روی تبلت یا گوشی هوشمندش استفاده کند.

    افراد بالغ هم می‌توانند از آینۀ هوشمند استفاده کنند، با چک کردن وضعیت هوا، وضعیت پرواز‌ها، عناوین خبری و یک تایمر مسواک زدن که در گوشه‌ای از آینه نمایش داده می‌شود.


    Oral-B Smart Brushes

    به تازگی، اورال‌بی اپلیکیشن اندروید و iOSش را در کنار مسواک‌های هوشمند آپدیت کرده است. یکی از قابلیت‌های جدید به دندان‌پزشکان اجازه می‌دهد به کاربران چطور مسواک زدن بهتر را نشان دهند.

    دندان‌پزشکان می‌توانند از اپلیکیشن برای اضافه کردن زمان بیشتر در روال روزانه و یا تمرکز و فوکوس کردن بر نواحی خاصی از دهان استفاده کنند. بیماران هم همچنن می‌توانند با استفاده از اپلیکیشن پیشرفت موفقیت درمان و یا نگهداری مناسب از دندان‌هایشان را با دندان‌پزشکان یا مسئولین بهداشت به اشتراک بگذراند و بازخورد بگیرند.

    یکی دیگر از قابلیت‌های جدید این است که کاربران می‌توانند روال‌های جدید مسواک زدن خودشان برای رسیدن به هدف دندان‌های سفیدتر، نفس تازه‌تر یا بهداشت دهان و دندان ایجاد کنند.


    منبع مقاله

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • مصطفی سپهریان
    • چهارشنبه ۲۶ مهر ۹۶

    12 پلتفرم گیمیفیکیشن برای کمک به یادگیری برنامه‌نویسی - بخش دوم


    رشد آگاهی درباره برنامه‌نویسی موضوعی است که به تازگی بسیار دیده می‌شود، و احتمالاً در آینده‌ای نزدیک به مهارتی ضروری و بسیار مهم در رزومه افراد تبدیل خواهد شد. امروز نگاهی به چند پلتفرم آموزشی برای کمک به یادگیری برنامه‌نویسی از طریق گیمیفیکیشن خواهیم داشت. در بخش اول به معرفی 6 پلتفرم گیمیفیکیشن در زمینه یادگیری برنامه‌نویسی پرداختیم و در این بخش 6 پلتفرم بعدی را معرفی می‌کنیم.


    FightCode

    هزینه اشتراک: رایگان

    مفاد آموزشی: JavaScript

    سطح آموزشی: مبتدی

    هدف اصلی این پلتفرم یادگیری جاوا اسکریپت با ایجاد یک ربات است. روبات ایجاد شده می‌تواند با دیگر ربات‌ها در چالش‌هایی با دوستان و دشمنانتان مبارزه کند. با هر ربات جدید، بازیکن مهارت‌های جاوا اسکریپتش را بهبود می-بخشد. بازی تختۀ امتیاز هم دارد و در نتیجه بازیکنان می‌توانند پیشرفت و دستاوردهایشان را دنبال کنند. تا کنون 27 هزار ربات در این بازی وجود دارد.

    FightCode
      

    Robocode

    هزینه اشتراک: رایگان

    مفاد آموزشی: Java

    سطح آموزشی: مبتدی تا پیشرفته

    روبوکد پلتفرم گیمیفیکیشن دیگری است که بازیکنان در آن باید چیزی بسازند تا بتوانند دیگران را شکست دهند. در این مورد (تصویر زیر)، بازیکن باید با استفاده از Java و .NET یک تانک بسازد و دیگران را نابود کند. مبارزه‌ها به صورت بلادرنگ بر روی صفحه نمایش داده می‌شود. ساخت اولیه یک تانک سریع و آسان است، اما تبدیل آن به یک ماشین کشتار نیاز به هزاران خط کد دارد. اگر تانکی ضعیف کد زده شده باشد، هدفش را از دست می‌دهد و آسیب‌پذیر می‌شود.

    RoboCode


    Code Hunt

    هزینه اشتراک: رایگان

    مفاد آموزشی: Java, C#

    سطح آموزشی: مبتدی تا پیشرفته

    این پلتفرم جالب گیمیفکیشن توسط واحد پژوهش مایکروسافت توسعه داده شده است و به یادگیری جاوا و C# کمک می‌کند. در حالی‌که در ابتدا ممکن است به اشتباه این برداشت شود که هدف بازی "پیدا کردن، بازیابی و گرفتن تعداد بخش کدهای بیشتر" باشد، بعد مشخص می‌شود مهم است که بخشی از کد به شکلی ظریف ویرایش شود تا نتایج مورد انتظار بدست آید. همچنین این فرصت را به کاربر می‌دهد تا بازی‌های خصوصی یا عمومی ایجاد کند. هر بازی مبتنی بر یک و فقط مجموعه‌ای از پارامترها می‌باشد.

    CodeHunt


    Dungeons and Developers

    هزینه اشتراک: رایگان

    مفاد آموزشی: HTML, CSS, AJAX, jQuery, APIs و ...

    سطح آموزشی: متوسط تا پیشرفته

    اگر از عاشقان بازی‌های نقش‌آفرینی (RPG) هستید و با دیدن تیتر این مقاله به یک بازی کلاسیک نقش‌آفرینی فکر می‌کردید، اینجا برای شماست! درست مثل D&D (بازی معروف سیاهچاله‌ها و اژدها)، خالق این پلفترم گیمیفیکیشن از درخت مهارت برای نمایش دادن پیشرفت بازیکنان استفاده می‌کند. هر مهارت نشان داده شده روی درخت، نماد منحصر به فرد خودش را دارد.

    Dungeons and Developers


    Ruby Warrior

    هزینه اشتراک: رایگان

    مفاد آموزشی: Ruby on Rails

    سطح آموزشی: متوسط

    در اینجا شما می‌توانید برنامه‌نویسی به Ruby را یاد بگیرید. همانطور که موضوع سایت گویاست، در این پلتفرم جنگجویی وجود دارد که باید به مراحل بعدی دسترسی پیدا کند و هرچه امتیازات بیشتری کسب کند، بهتر است. با هر مرحله کارکردها و توانایی‌های بیشتری اضافه می‌شود. بازی دانش حلقه‌ها، شروط و دیگر جنبه‌های زبان برنامه‌نویسی را بهبود می‌دهد. می‌توانید بازی را همراه با ضرب موزیک 8-بیتی انجام دهید.

    Ruby Warrior


    Hack n Slash

    هزینه اشتراک: Steam (یک سرویس آنلای مربوط به بازی پیشنهاد شده از طرف Valve)

    مفاد آموزشی: هک

    سطح آموزشی: مبتدی

    این پلتفرم از سری بازی‌های Zelda الهام گرفته شده و ایدۀ یادگیری برنامه‌نویسی با برنامه‌ریزی مجدد خواص یک شئ در بازی را آموزش می‌دهد. بازیکن متناسب با خواسته‌های خودش کدهای بازی را بازنگری و بازنویسی می‌کند. جنبه-هایی از بازی مثل رفتار موجودات و تعامل با جهان پیرامون قابل تغییر هستند. در اصل، بازی با رعایت نکردن قوانین به پایان می‌رسد.

    Hack n Slash


    لینک بخش اول مقاله

    ترجمه‌ای از وبلاگ getbadges
  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • مصطفی سپهریان
    • جمعه ۲۱ مهر ۹۶

    12 پلتفرم گیمیفیکیشن برای کمک به یادگیری برنامه‌نویسی - بخش اول

    رشد آگاهی درباره برنامه‌نویسی موضوعی است که به تازگی بسیار دیده می‌شود، و احتمالاً در آینده‌ای نزدیک به مهارتی ضروری و بسیار مهم در رزومه افراد تبدیل خواهد شد. امروز نگاهی به چند پلتفرم آموزشی برای کمک به یادگیری برنامه‌نویسی از طریق گیمیفیکیشن خواهیم داشت. با توجه به این واقعیت، برنامه‌نویسی توجه افراد بیشتری از کسانی که نسبت به فردا آگاه هستند را به خود جلب می‌کند. به همین دلیل است که پلتفرم‌های آموزشی بیشتری با هدف یادگیری برنامه‌نویسی از راه‌های پاداش‌دهی و بصری را می‌بینیم. برای این‌که کارشان را انجام دهند فرآیند آموزشی را بازی‌انگاری می‌کنند.


    Codecademy

    هزینه اشتراک: رایگان

    زبان‌های برنامه‌نویسی: HTML/CSS, Python, PHP, Ruby, APIs, JavaScript, jQuery

    سطح آموزشی: مبتدی


    کدآکادمی معروف‌ترین و احتمالاً یکی از پر استقبال‌ترین پلتفرم‌های آموزشی گیمیفیکیشن در اینترنت است. کاملاً رایگان بودن آن نکتۀ بسیار مهمی است. در مجموع، شامل 100 درس بوده که هر کدام از آن‌ها متشکل از 5 الی 20 زیر درس می‌باشند. اگرچه مباحث سخت و پیچیده‌تری مثل طراحی بازی و وب‌سایت را هم آموزش می‌دهد، اما عموماً به افراد مبتدی و تازه‌کاران که هیچ ایده‌ای از حتی یک عبارت شرطی (if statement) ندارند پیشنهاد می‌شود. کدآکادمی از یک سیستم مدال‌ها و دستاوردها استفاده می‌کند – هر چه دروس بیشتری را تکمیل کنی، مدال‌ها و امتیازات بیشتری کسب می‌کنی.


    Codecademy


    Codeschool

    هزینه اشتراک: پولی

    مفاد آموزشی: Ruby, JavaScript, HTML/CSS, Python, iOS, Git, Databases, Electives

    سطح آموزشی: متوسط تا پیشرفته


    اصلی‌ترین تفکر پشت سیاست‌های Codeschool این است که "بهترین راه برای یادگیری انجام آن است". نکته‌ای که این را نسبت به کدآکادمی متفاوت می‌کنم، ترکیب محتوای ویدئویی، کد زدن در مرورگر و گیمیفیکیشن است که این همخوانی و تطابق بسیار عالی است. مشابه با کدآکادمی، Codeschool هم امتیازات، مدال‌ها و دستاوردها را پاداش می‌دهد. نکتۀ مهم‌تر اینجاست که این پلتفرم با Open Badges – که دستاوردها و مدال‌های را از پلتفرم‌های گیمیفیکیشن مختلف جمع آوری می‌کند و به بینندگان بیشتری نمایش می‌دهد – همکاری می‌کند.


    Codeschool


    Treehouse

    هزینه اشتراک: پولی (نسخه آزمایشی رایگان)

    مفاد آموزشی: Android, C#, CSS, Databases, Design, Development, Digital Literacy, Game Development, HTML, iOS, JavaScript, PHP, Flask, Swift, Python, Ruby, WordPress, Java, Web Design, PHP, WordPress, workshops, courses

    سطح آموزشی: مبتدی تا پیشرفته


    جدا از مدال‌ها، دستاورد‌ها و ویدئوها، Treehouse شامل امتحانات هم می‌شود. علاوه بر این، فرد می‌تواند در چالش-های برنامه‌نویسی شرکت کند که سریع‌تر مواردی که در ویدئوی قبلی آموخته را اعمال و استفاده کند. می‌توانید با دیدن ویدئوها و حل امتحانات امتیازت و مدال‌های مختلف کسب کنید. مأموریت نهایی Treehouse این است که به یک کارفرمای بالقوه کمک کند تا ببیند چه مهارت‌هایی برای یک فرد خواهان شغل نیاز است.


    Treehouse


    CodinGame

    هزینه اشتراک: رایگان

    مفاد آموزشی: C, C++, Java, C#, PHP, Python, Ruby, Javascript, Objective-C, Go, Haskell, Scala, Perl, Dart, Bash, Pascal, Groovy, Clojure, VB.NET, Lua, F#, OCami, Swift, Rust

    سطح آموزشی: متوسط تا پیشرفته


    درحالی‌که اکثر پلتفرم‌های گیمیفیکیشن از مدال‌ها، دستاوردها و امتیازت استفاده می‌کنند، CodinGame از بازی‌های واقعی برای کمک به فرآیند یادگیری استفاده می‌کند. برعکس کدآکادمی و دیگر پلتفرم‌های معرفی شده، CodinGame همراه با بازی‌هایش، به یادگیرندگان پاداش‌های ذاتی می‌دهد. مفاد آموزشی‌اش شامل بیش از 20 زبان برنامه‌نویسی است. همه چیز به صورت بلادرنگ در یک مرورگر اتفاق می‌افتد، جایی که فرد هم کد می‌زند و در گوشۀ تصویر هم بازی را می‌بیند.


    CodinGame


    CodeCombat

    هزینه اشتراک: رایگان / سطوح بالاتر پولی (9.99$)

    مفاد آموزشی: Python, JavaScript

    سطح آموزشی: مبتدی تا متوسط


    مشابه با CodinGame، CodeCombat هم از بازی‌های واقعی برای یادگیری برنامه‌نویسی توسط افراد استفاده می-کند. صفحه نمایش بین یک ویرایشگر کد و یک دخمه پرپیچ و خم با آواتار بازیکن است که می‌تواند توسط مجموعه-ای از دستورات که باید به درستی تایپ شوند کنترل می‌شود، چون هر خطا در کد امتیازات ضربه را کاهش می‌دهد. در نهایت تعداد زیاد خطاها باعث کشته شدن کاراکتر می‌شود. هر مرحله شامل درخواست‌ها و مأموریت‌های مختلف، مثل جمع کردن جم‌ها، مبارزه با هیولاها و پیدا کردن راهی به مرحله بعد می‌باشد.


    Codecombat


    Checkio

    هزینه اشتراک: رایگان

    مفاد آموزشی: Python

    سطح آموزشی: پیشرفته


    مفاد آموزشی به زبان برنامه‌نویسی پایتون محدود شده است. فرد می‌تواند در میان چالش‌های مختلف برنامه‌نویسی را بیاموزد، اما همچنین هدف دیگری هم دنبال می‌کند – وظایف برنامه‌نویسی مشکوک و مشکل‌دار را هم در بین تمام جامعه کاربران برای کمک کردن به حل آن به اشتراک می‌گذارد. Checkio می‌خواهد برنامه‌نویسان مشکلاتشوان را با دیگر کاربران به اشتراک بگذارند تا به کمک هم راه‌حلی برای آن بیابند. Checkio بازیکنان را با مشکلات برنامه‌نویسی واقعی مواجه می‌کند، در حالی‌که، همانگونه که آارامنکو ادعا می‌کند،Codecademy فقط افراد را مجاب به خواندن در مورد کد و برنامه‌نویسی می‌کند.


    Checkio

    در مقاله بعد به بررسی 6 پلتفرم دیگر گیمیفیکیشن در آموزش و یادگیری برنامه‌نویسی خواهیم پرداخت.

    لینک مقاله در آقای گیمیفیکیشن

    قسمت دوم مقاله

    ترجمه‌ای از وبلاگ getbadges
  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • مصطفی سپهریان
    • چهارشنبه ۱۹ مهر ۹۶

    تشریفات در میزبانی از مشتریان، ضروری یا غیر ضروری؟

    چندی پیش در تلگرام و توییتر تصویری از میزبانی ایرانسل از وزیر جدید ارتباطات و خوش آمدگویی کارمندان این شرکت به وزیر پخش شد، با این مضمون و کپشن که:

    «کارمندان ایرانسل اماده خوش آمدگویی به وزیر ارتباطات هستند!
    این وضعیت واقعا تاسف آوره تو #ایرانسل، اونوقت میایم صاحب چسب هل رو مسخره میکنیم » (اکانت amirtanhass در توییتر)


    پیروی این بحث‌های مختلفی در گروه‌ها دیده می‌شد پیرامون اینکه این عمل اشتباهی بوده یا نه برای کسب و کارها برخی اقدامات ضروری است؟ در همین راستا من هم در این بحث شرکت کردم و مطلبی را که برداشت من از کتاب METHODS of Persuasion بود به صورت زیر آوردم. لازم به ذکر است که مطالب گفته شده تنها نظر و برداشت شخصی بنده است:


    نکته‌ای رو در کتاب METHODS of Persuasion نوشته‌ی Nick Kolenda (که یک شو من، تردست و ذهن‌خوانه و در وبلاگشم در مورد روانشناسی و بازاریابی مطلب می‌نویسه) خونده بودم که به نظرم بی‌ربط به این بحث نیست!

    بطور کلی در این کتاب اومده و 7 قدم برای متقاعدسازی دیگران (در مورد خواستۀ شما) بر اساس تحقیقات روانشناسی، اقتصاد رفتاری و اصول مذاکره رو در  7 فصل آورده (مخفف شدۀ اون میشه METHODS) که چطور از شروع مکالمه (یا حتی قبل از مکالمه) بتونیم اثرگذاری روی فرد رو شروع کنیم و ادامه بدیم و بهش نفوذ کنیم.
    از Anchoring و قضیه لنگری استفاده کرده، بالا بردن میزان توقع و انتظار فرد، استفاده از نسبیت (در کتاب نابخردی‌های پیش‌بینی‌پذیر دن اریلی در این سه مورد خیلی صحبت شده)، تا اینکه توی پیامی که میخوایم بدیم چه مواردی رو رعایت کنیم، و حتی اینکه ظاهر پیاممون چطور باشه!

    اما این‌‌ها رو گفتم که به این برداشت خودم از کتاب (مناسب با مورد بحث) برسم:
    1- تشریفات به سبک دیده شده، باعث ایجاد یک لنگرگاه در ذهن مشتری می‌شه و میزان توقع اون از فروشنده/فروشگاه/شرکت رو بالا می‌بره.
    2- این حس رو در مشتری بوجود میاره که برای شرکت ما ارزشمنده و انگیزه‌ی اون رو بالاتر می‌بره (بعداً در فصل 5 یا 6 کتاب از اثرگذاری انگیزه در درک و پذیرش پیام طرف مقابل صحبت شده)
    3- و موردی که بیشتر به نظرم مد نظر هست: افراد پیام‌ها رو به دو صورت ارزیابی می‌کنن: Systematic Processing و Heuristic Processing.
    که در مورد اول پیام رو به صورت کامل بررسی می‌کنه، به جزئیات متن اصلی پیام دقت می‌کنه و خیلی کاری به حاشیه‌ها نداره!
    اما در ارزیابی نوع دوم، اولین نکته‌ای که از پیام به نظر بیننده/شنونده می‌رسه زیبایی بصری، رعایت کردن بعضی نکات، مقدار/اندازه اطلاعات و فردی که داره پرزنت می‌کنه است!
    دو تا فاکتور در اینکه پیامتون چطور از طرف فرد مقابل ارزیابی می‌شه اثرگذاره: Motivation و Ability. که باز هر کدوم موارد دیگه‌ای رو داره.

    اگر دقت کنین بیشتر موارد مهندسین فنی ما توی برقراری ارتباط با مشتری و ارائه اطلاعات مناسب (یا بهتر بگم به شکل مناسب) دچار ضعف هستن و به همین دلیل نمی‌تونن مشتریانشون رو راضی نگه دارن. کم پیش نیومده برای خود من که دیدم وقتی یکی از همکاران فنیم کسی رو پرزنت می‌کرده، مطالبی که گفته کاملاً فنی و البته دقیق و جزئی بوده که یک مهندس هم رسته رو خوشحال و راضی می‌کنه؛ اما در نهایت مشتری طوری هاج و واج نگاه می‌کنه که انگار هیچی نفهمیده! (تفاوت بین Content و Context در پیام)

    خب، بطور کل، تشریفات در چشم فرد مهمان، مشتری یا هر چیزی که اسمش رو بذاریم، باعث ایجاد حس و تجربه‌ی بهتر میشه.
    اما این نکته رو باید در نظر داشت که (همونطور که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد) هر تشریفاتی هم جایی دارد، اگر مهمان فردی کت و شلواری و با پرستیژ بالا یا مقام و منسب بالایی بود، باید به همون شیوه باهاش رفتار کرد، یک جلسه رسمی، کت و شلواری و چای یا قهوه در فنجون‌های باکلاس.
    اما اگر مهمون فردی بود که ظاهری ژولیده‌تر یا معمولی تر داشت، اگر بخوایم اینطور رفتار کنیم، معذب میشه و حس بدی رو از جلسه میگیره.
    یا مثلاً وقتی در یک جلسه فروش/کاری با یک مهندس هستیم، سعی میکنیم از همون اول بریم سراغ اصل مطلب و دادن اطلاعات جزئی و رقمی که مهندس راضی تر باشه، اما وقتی با یک بازاری صحبت می‌کنیم، خیلی جالب نیست از همون اول صحبت از عدد و رقم پروژه بشه، بهتره اول کمی صحبت‌های حاشیه‌ای تر، جک، خاطره یا موارد اینطوری بیان بشه تا احساس نزدیکی بیشتری ایجاد بشه. (این موارد هم در کتب فروش و مذاکره زیاد قید شده)

    امیدوارم منظورم رو خوب گفته باشم

    در کل من با کار ایرانسل، یا تشریفات در زمان و جای مناسب خودش کاملاً موافقم!



    اما حالا که صحبت از کتاب فوق شد، تصمیم گرفتم در پستی جدا (در آینده) به مروری بر کتاب METHODS of Persuasion بپردازم.

    شیوه‌های متقاعدسازی

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • مصطفی سپهریان
    • جمعه ۷ مهر ۹۶